‏انتخابات اگر نتيجه عملی نداشته باشد از نفس می افتد

مصاحبه با بی بی سی  جمعه ١۹ دسامبر ۲۰۰٣‏‎‏


‏‏•‎   ‎‏ميزان شعور در انتخابات ٧٦ هر چه بود به مردم فرصت داد که به صورتی موثر مخالفت خود را ابراز کنند و واپسين راه اصلاح را ‏پيش پای رژيم بگذارند

•‎ ‏ انتخابات در جمهوری اسلامی می توانست به اصلاحات با معنی بيانجامد ولی پس از پيروزی اصلاح طلبان در چهار سال پيش مجلس ‏اين راه بسته شد

•‎  در دو دهه گذشته انقلاب مخملين به فراوانی تکرار شده است. از جمله چند هفته پيش در گرجستان. احتمال رويدادهای مشابه را در ‏جمهوری اسلامی نمی توان نفی کرد .‏

 ‎•BBC‎ آيا انتخابات در ايران به عنوان شکل و شيوه غالب مبارزه برای تحول و اصلاح مديريت سياسی جامعه به امری نهادينه، پايدار و ‏جدی بدل شده است؟ يا به جد گرفته شدن انتحابات در دوم خرداد ٧٦ و اسفند ٧۸ و حتا خرداد ۸۰ پديده ای گذرا بوده است‏؟‏

همايون ـ حتا اگر مردم اين بار نيز مانند انتخابات شوراها در رای گيری شرکت نکنند که منطقا چاره ديگری ندارند، باز پس از سه بار انتخابات با ‏شرکت اکثريتهای بزرگ رای دهندگان می توان گفت که انتخابات در رژيم اسلامی جا افتاده است به اين معنی که شرکت جستن يا نجستن ‏مردم دارای پيامدهای سياسی است؛ از جمله تحريم عمومی رأی گيری در انتخابات آينده مجلس، به منزله رأی منفی به تماميت رژيم، و نه ‏مانند سه بارگذشته به بخش مهمتر آن، خواهد بود. خود خامنه ای هر بار پس از مشارکت انتخاباتی مردم، آن را به حساب محبوبيت رژيم ‏می گذاشت.‏‏

 ‎•BBC‎ به نظر شما در انتخابات دوم خرداد ٧٦ چه اندازه شور حاکم بود و چه اندازه شعور؟‏

همايون ـ اندازه گيريش آسان نيست ولی ميزان شعور هر چه بود به مردم فرصت داد که به صورتی موثر مخالفت خود را ابراز کنند و واپسين راه ‏اصلاح را پيش پای رژيم بگذارند. در اين ميان اگر اصلاح طلبان، مردم را فدای امتيازات و مقام خود، يا در بهترين صورتش، ماندگاری ‏حکومت اسلامی شان کردند گناه مردم نبود. راه اصلاحات پيموده نشد و اکنون راه ديگری جز سرنگونی بهر شکل آن باشد، در برابر ‏رژيم نيست.‏

 ‎•BBC‎ برخی اصلاح طلبان مذهبی و طرفداران چپ و راست آنها در داخل و خارج از کشور انتخابات را تنها راه تغيير و اصلاح امور ‏می دانند. در مقابل برخی از مخالفان جمهوری اسلامی را عقيده بر آن است که انتخابات در چارچوب قانون اساسی جمهوری ‏اسلامی راه به جايی نمی برد و حاکميت اسلامی اصلاح پذير نيست. با توجه به آن که همگان از ضرورت تحول سياسی در ‏ايران سخن می گويند آيا انتخابات را شيوه ای کارآمد، موثر و درست برای تحول می دانيد؟ اگر انتخابات در چارچوب قانون ‏اساسی جمهوری اسلامی و با شرايط کنونی راهی کارآمد و درست نيست پس راه کارآمد و درست کدام است؟ چه شيوه ای را ‏پيشنهاد می کنيد؟ آيا جز اشکال کلاسيک انقلاب و کودتا که هر دو در ايران معاصر امتحان خود را پس داده اند، اشکال ديگری ‏می تواند برای تحول در ايران پيشنهاد شود؟ ‏

همايون ـ انتخابات اگر نتيجه عملی نداشته باشد سرانجام، چنانکه امروز شده است، از نفس می افتد. اگر نيروئی نباشد که از پيروزی انتخاباتی، حتا ‏پيروزی خرد کننده انتخاباتی، بهره ای بگيرد، شرکت کردن يا نکردن مردم صرفا به صورت يک حرکت اعتراضی در خواهد آمد که باز ‏ارزش خود را دارد. انتخابات در جمهوری اسلامی می توانست به اصلاحات با معنی بيانجامد ولی پس از پيروزی اصلاح طلبان در ‏انتخابات چهار سال پيش مجلس اين راه بسته شد. اکنون ما با فرايند سرنگونی رژيم سروکار داريم.

در دو دهه گذشته الگوی انقلاب مخملين به فراوانی تکرار شده است، رژيمهای ديکتاتوری، حتا توتاليتر با تظاهرات عمومی، با گريز ‏جمعی مردم از کشور، با ترکيب تظاهرات و اعتصاب ها، با پا درميانی ارتش به عنوان آسان کننده انتقال قدرت، و چند هفته پيش در ‏گرجستان با ريختن مردم به مجلس و بيرون کردن رئيس جمهوری، سرنگون شده اند. با اينکه سران رژيم اسلامی ترجيح می دهند تا ‏آخرين ايرانی بميرد و آنها همچنان بمانند، احتمال رويدادهای مشابهی را در جمهوری اسلامی نمی توان نفی کرد و بهرحال چنان الگوئی ‏به مراتب بر کودتا يا قيام خونين مردم ترجيح دارد. با توجه به شرايط ايران، اگر هم کار با مسالمت پايان نيابد احتمال کودتای نظامی از ‏همه کمتر است. در ايران کسی سرنيزه لازم را در اختيار ندارد.‏

به نظر می رسد جز حرکت عمومی، راهی برای مردم نمانده است. وقتی در کشوری هر سال نزديک يک چهارم درآمد نفتی به بيرون ‏فرستاده می شود (بيش از پنج ميليارد دلار) نشانه آن است که نخست، از رهبران تا هر کس دستی بر دارائی کشور دارد، بطور منظم ‏دارند برای گريز و دوران تبعيد تدارک می بينند و دوم، اقتصاد درحال فروپاشی است و سيل بيکاران و محرومان دير يا زود سرازير ‏خواهد شد.‏

‏ در مورد ويژه جمهوری اسلامی، عامل فشار خارجی را نيز بايد در شمار آورد. سياستهای ماجراجويانه رژيم در پشتيبانی از تروريسم ‏بين المللی و القاعده، و دنبال کردن برنامه سلاح هسته ای به خوبی امکان دارد آن را زير فشارهائی قرار دهد که که فرصت بزرگی برای ‏مردم خواهد بود و سرنگونی را پيش خواهد انداخت.‏

Link to origial article

١۹ دسامبر ۲۰۰٣‏‎‏