رد صلاحيت گسترده داوطلبان نمايندگی مجلس شورای اسلامی‏

ميزگرد دمكراسی و حقوق بشر « راديوفردا»


‏‏ ‏ فريدون زرنگار (راديو فردا): کمتر از پنج هفته مانده ‏به انتخابات دوره هفتم مجلس شورای اسلامی و با ‏پايان يافتن مهلت اعتراض به رد ‏صلاحيت ها، درگيری ‏بين دو جناح اصلاح طلب و محافظه کار بر سر ‏سياست شورای نگهبان و رد صلاحيت داوطلبين ‏نمايندگی وارد ‏مرحله نهايی خود می شود.‏
‏ ‏
‏ اگرچه اين بازی رد صلاحيت ها و اعتراض به رد ‏صلاحيت شدگان، در همه انتخاباتی که تاکنون در ‏جمهوری اسلامی برگزار شده اند، ‏بخشی از فرايند ‏انتخابات بوده است و پديده تازه ای نيست؛ اما اين ‏بار اعتراض شماری از نمايندگان اصلاح طلب در ‏شکل تحصن و ‏روزه سياسی در مجلس شورای ‏اسلامی ابعاد تازه ای به درگيری دو جناح بخشيده ‏است. ‏

‏ اصلاح طلبان که در دوره های پيشين از پشتوانه های ‏گسترده مردمی، به ويژه از طرف جوانان، دانشجويان، ‏و زنان، برخوردار بوده اند، ‏اکنون يکه و تنها و برای ‏نجات زندگی سياسی خود و احيانا پيشگيری از ‏تعقيب و پيگرد خود پس از پايان دوره نمايندگی، ‏آخرين توان ‏خود را به کار گرفته اند. ‏

‏ از سوی ديگر محافظه کاران، که اميد فراوانی به‎ ‎‎پيروزی خود در انتخابات دارند، در مقابل حرکت ‏تحصن تا حدودی غافلگير شده اند، به ‏ويژه اين که ‏تحصن شماری از نمايندگان بازتاب گسترده ای در ‏سطح جهان پيدا کرد و محافظه کاران قدرتمند را به ‏عقب نشينی واداشت. ‏

‏ در اين ميان حرکت اعتراضی نمايندگان مجلس ‏جبهه متشتت اصلاح طلبان را بيش از پيش دچار ‏آشفتگی کرد و از همه بيشتر محمد ‏خاتمی را در ‏برابر چالشی بزرگ قرار داد. محمد خاتمی پس از ‏تحصن نمايندگان و تهديد استانداران به استعفا، ‏ضمن مرزبندی خود با ‏تندروهای اصلاح طلب، جديتر ‏از پيش به حمايت از همکاران خود پرداخت.‏

‏ حجت الاسلام سيد محمد خاتمی (رئيس ‏جمهوری اسلامی): بنده بيش از همه در مقابل ‏کسانی که به نحوه افراطی برخورد کرده اند و سوء ‏‏استفاده از شعار بنده کرده اند يا از دوم خرداد چيز ‏کرده اند، برخورد کرده ام. مملکت بايد در مسير ‏اعتدال برود، مردم رشد دارند. بنده ‏همين جا هم ‏اعلام می کنم راه ما راه حرکت در چهارچوب قانون ‏اساسی، راه استقرار نظام جمهوری اسلامی با ‏همه اجزاء و ابعادش ‏است. هم اسلاميت و هم ‏جمهوريت بايد محفوظ بماند. آقا من اين جا اعلام ‏می کنم: معيارهايی که رهبری فرموده اند و بارها به ‏من گفته اند ‏و مطمئن هستم به شورای محترم ‏نگهبان هم گفته اند، ما همين ها را پياده کنيم ‏مشکل ما و نگرانی ما رفع می شود. آرام بشويم همه ‏ما، اين ‏مسئولانی که دلشان می سوزد و می خواهند ‏انتخابات بشود و کشور زمينه ای برای شلوغی و ‏تشنج نباشد. از آن طرف هم من از همه ‏گروه ها و از ‏همه دسته ها می خواهم که تشنج نکنند و راه ‏قانونی را طی بکنند. اين که بکشيم کنار مگر معنا ‏دارد اين جوری؟ يا همه با ‏هم می رويم، يا همه با ‏هم می مانيم.‏

ف.ز.: اما اين پشتيبانی قاطع چند ساعتی دوام ‏نياورد و روز بعد محمد خاتمی در جلسه غير علنی و ‏غير رسمی مجلس از نمايندگان ‏خواست به تحصن ‏خود پايان دهند تا به مذاکرات در جريان بين رئيس ‏مجلس و رئيس جمهوری از يک طرف و شورای ‏نگهبان و رهبر ‏جمهوری اسلامی از طرف ديگر، ‏لطمه ای وارد نشود. محمد خاتمی در حالی پايان ‏دادن به تحصن و مذاکرات را به عنوان راه حل ‏‏پيشنهاد می کرد که ساعاتی پيش برخی از نمايندگان ‏مذاکرات پشت پرده را بی خاصيت خوانده بودند.‏

‏ يک نماينده متحصن: شما ملت رشيد ايران به ‏خوبی واقفيد گفتگو همواره به عنوان يکی از ‏روشهای اساسی مورد توجه اصلاح طلبان در ‏‏پيشبرد امور بوده است. اما گفتکو لوازم و اقتضائاتی ‏دارد که اگر طرفين بدان پايبند نباشند، آن چنان که ‏تجربه نشان داده است، نمی توان ‏به کارآمدی آن ‏اميد چندانی داشت. ماجرای خفت بار قتل های ‏زنجيره ای و بی سرانحام ماندن آن، نتيجه گفتگوهای ‏بی حاصل است.‏

ف.ز.: درخواست محمد خاتمی از نمايندگان برای ‏پايان دادن به تحصن خود، با دستور آيت الله خامنه ای ‏به شورای نگهبان مبنی بر رد ‏نکردن صلاحيت ‏نمايندگان کنونی مجلس، آنان را در موقعيت ‏دشواری قرار داد. ‏

‏ آيت الله سيد علی خامنه ای (رهبر جمهوری ‏اسلامی): در مورد نمايندگان مجلس هم من يک ‏مطلبی را عرض کردم، پيغام دادم يعنی به ‏جناب ‏آقای جنتی. پای اين مطلب هم من ايستاده ام، اين ‏هيچ شبهه هم ندارد به نظر من. شما اين جا جای ‏استصحاب است مادامی که خلافش ‏ثابت بشود. ‏يعنی شما نگوييد ما آن وقت يقين نداشتيم. نه، آن ‏وقت بالاخره حمل بر صحت کنيد. جايی هم که شک ‏داريد هم عمل خودتان ‏را، آن هايی که بوده ايد، و هم ‏عمل ديگران را، آن هايی که نبوده اند در آن دوره، ‏حمل بر صحت کنند و صلاحيتش را جاری کنند. اين ‏‏هايی که آمده اند با احراز آمده اند، مگر آن هايی که ‏خلافش ثابت می شود. خوب، اگر خلافش ثابت شد، ‏به حرف هيچ کس گوش نکنيد. ‏البته هيچ توصيه ‏نمی کنم به اين که در مقابل گردن کلفتی کسی ‏کوتاه بياييد.‏

ف.ز.: آيت الله خامنه ای در دستور خود به شورای ‏نگهبان، با اشاره به به گفته او « گردن کلفتی» ‏برخی از نمايندگان، عملا نمايندگان را ‏به دو دسته ‏تقسيم کرد که اين خود کوششی ديگر برای تفرقه ‏در صفوف نمايندگان معترض بود. آيت الله خامنه ای با ‏دستور فراقانونی خود ‏به شورای نگهبان، در عين ‏حال از اين شورا خواست قانون را بی چون و چرا ‏اجرا کنند. اين دستور آيت الله خامنه ای هم ‏نمايندگان ‏متحصن در مجلس را در شرايط دشورای ‏قرار داد، و هم توانست تا حدودی از فشارهای بين ‏المللی بر جناح محافظه کار و رهبری ‏جمهوری ‏اسلامی بکاهد. موضوع اولين ميزگرد ما که انتخابات ‏دوره هفتم مجلس شورای اسلامی است، بررسی ‏ويژگی های شرايط حاکم ‏بر اين انتخابات و موقعيت ‏دو جناح حکومتی است.‏

‏*****‏

‏ مهمانان برنامه امشب ما عبارتند از: آقای ماشاء الله ‏شمس الوعظين (روزنامه نگار)، آقای دکتر مهران ‏براتی (تحليلگر سياسی و عضور ‏شورای رهبری ‏اتحاد جمهوری خواهان)، و آقای داريوش همايون ‏‏(تحليلگر سياسی و رايزن حزب مشروطه ايران). ‏اجازه بدهيد گفتگوی ‏امشب را با اين پرسش از آقای ‏شمس الواعظين آغاز کنيم که انتخابات دوره هفتم ‏مجلس چه ويژگی هايی در مقايسه با انتخابات دوره ‏ششم ‏يا ديگر دوره ها دارد. آقای شمس الواعظين، ‏بفرماييد.‏

ماشاء الله شمس الوعظين (روزنامه نگار، تهران): ‏ببينيد، من معتقدم ويژگی های انتخابات مجلس ‏هفتم در قياس با مجالس ديگر در دوره ‏های ديگر، ‏خيلی دارد برجسته می شود به دليل توجهاتی که ‏محافل و دولت های بين المللی نسبت به اوضاع ايران ‏کرده اند. يعنی ببينيد، ‏مثلا نظارت استصوابی پديده ای ‏بوده که از مجلس سوم به بعد وجود داشته است، ‏ولی هيچ کس نه در ايران و نه در خانواده بين ‏المللی ‏مورد توجهش نبوده چنين پديده ای. اما در ‏مجلس هفتم می خواهند اين موضوع مورد بررسی ‏قرار بگيرد، بر سرش تحصن صورت گرفته ‏است، ‏اتحاديه اروپا برخورد کرده است، ايالات متحده واکنش ‏نشان داده است، خود نمايندگان و خود محافل ‏سياسی ايران نسبت به آن ‏واکنش نشان داده اند و ‏برخوردهای نسبتا تندی دارد صورت می گيرد. بنابراين ‏خانواده بين المللی و محافل سياسی ايران نسبت ‏به اين ‏انتخابات از آن جهت اهميت قائل هستند که ‏مسائلش دارد آرام آرام در حوزه خودآگاهی های بين ‏المللی قرار می گيرد و در نتيجه اهميتش ‏نسبت به ‏مجلس ششم، که يک مجلس نسبتا موفقی بوده ‏است، افزايش پيدا می کند و جامعه ايران را دارد ‏آماده می کند برای ورود در يک ‏مرحله ای که به ‏اصطلاح در يک خانه شيشه ای و شفاف فعل و ‏انفعالات بين المللی قرار گيرد.‏

ف.ز.: آقای براتی، گذشته از مسائل بين المللی که ‏آقای شمس الواعظين به آن اشاره کردند، در سطح ‏درون جامعه ايران و در خود ايران ‏چه ويژگی هايی را ‏ما می توانيم در مقايسه با انتخابات پيشين ببينيم؟

دکتر مهران براتی (تحليلگر سياسی و عضور ‏شورای رهبری اتحاد جمهوری خواهان): مساله اصلی ‏به نظر من زوال اقتدار حکومتی کل ‏نظام است و آن ‏هم به دو دليل مشخص هر نظامی که حداقل ‏شرايط اقتدار حکومتی خودش را به وجود نياورد و آن ‏ها را رعايت نکند، آن ‏نظام همه شرايط زوال پذيری ‏را دارد. در اين سال های اخير به هر صورت آن چه که ‏مربوط مقام رياست جمهوری در اين نظام می شده ‏و ‏آن چه که مربوط به نمايندگی به مسئله قوه ‏قانونگذاری و قوانين مصوبه مجلس می گذرد، در هر ‏دود حالت کليت نظام با جلوگيری از ‏اعمال اقتدار به ‏اصطلاح قوه مجريه و قوه مشروطه، با از دست دادن ‏هر دو پايه اصلی و ارکان نظام سياسيش، خودش را ‏در شرايط ‏زوال برده است و اين به نظر من مهمترين ‏تغييری است که الان انجام گرفته و در دوران پيشين ‏به اين شکل وجود نداشته است.‏

ف.ز.: ولی باز هم آقای همايون، منظور من از ‏سوال هايم از آقای شمس الواعظين و آقای براتی ‏اين بود که ببينيم گذشته از اين چيزهای ‏کلی ‏‏(مسئله زوال سياسی و مسئله حساس شدن ‏جامعه بين المللی به مسائل ايران) اصولا در ايران در ‏اين هفته های اخير اتفاقاتی افتاده ‏است که در ‏مقايسه با ديگر دوران انتخابات چندان مشابهتی ‏ندارد. شما دليل اين تغيير و تحولات يا دليل اين در ‏واقع ويژگی ها را چطوری ‏می توانيد توضيح دهيد و ‏چرا به اين مرحله ما رسيده ايم؟

داريوش همايون (تحليلگر سياسی و رايزن حزب ‏مشروطه ايران): مهمترين تفاوتی که پيدا شده ‏است ( البته نسبت به انتخابات  مجلس ششم برای ‏اين  که انتخابات پيش از آن اصلا سر و ‏صدايی بر ‏نمی انگيخت و توجهی را جلب نمی کرد، ولی در ‏انتخابات مجلس ششم  يک  تحول  بزرگی  روی داد و ‏حقيقتا يک اکثريتی از  ‏مردم به  قصد  معينی ( بيشتر ‏مانع شدن از اين که گروهی به مجلس راه پيدا ‏بکنند) آمدند و با علاقه رای دادند و اين بار مهمترين ‏تفاوتی که ‏پيدا شده است اين است که آن عامل ‏شور و شوق و انگيزش عمومی وجود ندارد و مردم ‏خودشان را کنار کشيده اند. برعکس اگر در ‏گذشته ‏نمايندگان مجلس بی سر و صدا مجلس را ترک ‏می کردند و خودشان را به جريان انتخاباتی و فرايند ‏انتخاباتی بعدی می سپردند و يا ‏راه پيدا می کردند و ‏يا خير، اين بار نمايندگان مجلس با چنگ و دندان در ‏پی دفاع از مواضع خودشان هستند و اين يک ‏ناهماهنگی است ‏که ضمنا وضع را دراماتيک تر ‏می کند. از طرفی در محافل سياسی در درون ‏حکومت جمهوری اسلامی، بيش از هميشه ما ‏شاهد زد و ‏خورد و مبارزه و تنش هستيم. هيچ وقت ‏چنين سابقه ای نداشته است. همين طور هم که ‏آقای شمس الواعظين هم می گفتند، در سطح بين ‏‏المللی هم هيچ وقت توجه به اين اندازه نبوده است ‏به انتخابات مجلس در ايران و هيچ انتخاباتی. ولی از ‏طرف ديگر توجهی که مردم بايد ‏نشان بدهند به ‏کمترين رسيده است و مردم خودشان را کنار ‏کشيده اند و اين مبارزه را به بازيگران، يعنی به ‏جناح های حکومتی واگذار ‏کرده اند. اين به نظر من ‏مهمترين تفاوت است.‏

ف.ز.: آقای شمس الوعظين، تحصن شماری از ‏نمايندگان در اعتراض به رد صلاحيت ها شيوه تازه ای ‏از اعتراض است که نمايندگان در ‏يپش گرفته اند. ‏ولی به نظر می رسد که پس از دستور آيت الله ‏خامنه ای به شورای نگهبان برای تاييد صلاحيت ‏نمايندگان دوره ششم ‏مجلس، متحصنين دچار در ‏واقع يک نوع بلاتکليفی و يا سردرگمی و يا هرچه ‏بخواهيم اسمش را بگذاريم، برای ادامه اين حرکت ‏‏اعتراضی خودشان هستند. شما قضيه را چگونه ‏می بينيد، با توجه به دستور آقای خامنه ای و با توجه ‏به اين که سخنگوس شورای نگهبان ‏امروز اعلام کرد ‏که اين دستور را به نحوی اجرا می کند، يعنی من ‏غير مستقيم قبول کرد که اين دستور قابل اجرا ‏هست؟

ماشاء الله شمس الوعظين: ببينيد، من گمان ‏می کنم انسجام درونی نمايندگان متحصن همچنان ‏حفظ شده است. دليلش هم اين است که ‏بلافاصله ‏پس از رايزنی هايی که صورت گرفته است، و ‏توصيه ای که آقای رئيس جمهوری محمد خاتمی ‏می کند مبنی بر پايان دادن به ‏تحصن، واکنش نشان ‏می دهند و در راسشان محمدرضا خاتمي، برادر ‏رئيس جمهوري، بيانيه می کند که ما آماده ترک ‏تحصن و مجلس ‏نيستيم و به وضعيت خودمان ادامه ‏خواهيم داد. ببينيد، در ارتباط با پرسش اولتان من ‏می خواستم يک مراجعه ای بکنم به يک نکته ديگری ‏‏و آن اين است که چون شما اشاره تان به اين شکل ‏به مسائل داخلی ايران است عمدتا، الان دعوايی ‏که شکل گرفته است و مناقشه و ‏بحرانی که شکل ‏گرفته است اوج بحران می تواند تلقی بشود ميان دو ‏پديده، يعنی نهادهای انتصابی و نهادهای انتخابی. ‏يعنی در کشور ما ‏اين می تواند اوج اين مناقشه را ‏رقم بزند و نمايندگان متصن بلافاصله پس از گذشت ‏يک هفته از تحصن شان، احساس می کنند که ‏تکليف ‏نهادهای انتصابی را در برخورد با نهادهای ‏انتخابی کشور روشن کنند يا حداقل مهارش کنند يا ‏حداقل به سود نهادهای انتخابی امتيازهای ‏بيشتری ‏از نهادهای بگيرند در روند دموکراتيزاسيون کشور.  ‏اين چيزی است که به  نظر می رسد از حرکات ‏نمايندگان دارد ديده می شود ‏و من گمان نمی کنم ‏حرکت نمايندگان مجلس به ويژه با توجه به توضيح ‏دکتر محمدرضا خاتمی مبنی بر اين که حتی ما ‏آمادگی داريم از ‏صحنه انتخابات کنار برويم به نفع رد ‏صلاحيت شدگان بيرون از حاکميت که آن ها بايد به ‏حقشان برسند، به ويژه با توجه به اين موضع ‏می توانم ‏بگويم که علی الحساب اين مناقشه باز است و اين ‏بحران باز است و رايزنی ها ظاهرا نتوانسته است به ‏نتيجه برساند يا به يک ‏سازش برساند. البته من ‏معتقد هستم فرجام جنين بحران هايی در نهايت ‏نوعی سازش و توافق خواهد بود، اما بايد ديد که ‏اين توافق تا چه ‏حدی به مصلحت و به سود منافع ‏ملی و به سود منافع مردم و به سود نهادهای ‏انتخابی است و تا چه حد به زيانشان خواهد بود.‏

ف.ز.: اما قبول دستور آيت الله خامنه ای  شورای ‏نگهبان و نمايندگان متحصن را در يک وضعيت ‏دشواری قرار نمی دهد آقای شمس ‏الوعظين؟

ماشاء الله شمس الوعظين: چرا، به هر حال رهبری ‏وقتی وارد اين ماجرا می شود بالاخره نمايندگان ‏متحصن به انديشه می افتند به عواقب ‏چنين کاری. ‏در هر حال با توجه به پاره ای از تفسير هايی که از ‏قانون اساسی می شود، اگر تبديل بشود به يک ‏معضل نظام سياسی اين ‏مجوز و امکان را می دهد. ‏البته چنانكه گفتم برابر با پاره ای از قرائت هايی که ‏از قانون اساسی می شود، مجوز می دهد به رهبری ‏تا ‏وارد بشود و حل و فصل بکند موضوع را. اگر بحران ‏ها تشديد می شود يا همين بحران اگر تشديد ‏بشود، معلوم نيست واکنش آيت الله ‏خامنه ای چه ‏خواهد بود در ارتباط با اين ماجرا. اگر تند باشد، به ‏هر حال روند اوضاع را تند خواهد کرد. من البته گمان ‏نمی کنم. گمان ‏می کنم که وضعيت نمايندگان هنوز ‏منسجم به لحاظ درونی و وضعيت و شرايط محيطی ‏‏(منظورم در ‏Policy‏ کشور) مساعد است. دولت ‏وارد ‏عمل شده است، وزرا دارند وارد عمل می شوند، ‏نمايندگان ادوار مجلس در دوره های گذشته دارند ‏وارد عمل می شوند و پيام می ‏فرستند، اين ها ‏حرکاتی است که فرجام نسبتا مثبتی به نفع ‏دموکراسی در کشور و به نفع نهادهای انتخابی ‏داشته باشد.‏

ف.ز.: آقای براتی، با وجود انسجام نمايندگان، آن ‏طور که آقای شمس الواعظين می گويند، با گدشت ‏نه روز پس از تحصن نمايندگان آن ‏شور شورق دفاع ‏از اين تحصن و استقبال افکار عمومی از اين تحصن ‏ديده نمی شود. آيا اين زمان نياز دارد يا اصولا ‏نمايندگان نمی ‏توانند منتظر چنين پشتيبانی ‏وسيعی باشند؟

دکتر مهران براتی: البته اين فرمايش شما شايد ‏کاملا وضع را بيان نکند چون همان طور که در رسانه ها ‏خوانده ايد، حتما ديده ايد که ‏نمايندگان شيراز به اين ‏تحصن پيوسته اند. الان بيش از ٣۵۰ نفر از متوکلين و ‏نمايندگان فکری جريانات مختلف فکری، سياسی، ‏فرهنگي، و دانشگاهی پشتيبانی از اين حرکت ‏کرده اند و اين روز به روز بيشتر هم خواهد شد. ولی ‏من فکر می کنم مسئله اساسی در اين است که ‏‏دو مسئله را هم نمايندگان متحصن در سر دارند و ‏هم مردم. مسئله اول اين است که رفتن به مجلس ‏و استفاده از حق نمايندگی و قانون ‏گذاری و رد ‏کردن قوانينی که به سود اصلاحات و پيشرفت جريان ‏به اصطلاح مسالمت آميز آرام کشور به سوی ‏دمکراسی باشد، به هر ‏صورت با شرايط موجود در ‏قانون اساسی ممکن نيست و اين فکر می کنم يک ‏امر پذيرفته ای است. مسئله سوم که در بحث ها ‏است اين ‏است که جريان به اصطلاح دموکراسی در ‏ايران فعلا هيچ نوع محمل و بلندگويی ندارد که ‏صدای رسايی به بيرون از خودش داشته باشد ‏که در ‏ضمن وجاهت قانونی هم داشته باشد. من فکر ‏می کنم با کوشش نمايندگان برای راهيابی به ‏مجلس، اين توهم نيست که با ادامه وجود ‏شورای ‏نگهبان و نظارت استصوابی و همه مشکلات ديگری ‏که در اين سال های گذشته ديده ايم، آن ها اين ‏توهم را داشته باشند. می توانند ‏با روند قانونگذاری و ‏آوردن قوانين جديد، راهگشای روند اصلاحات به ‏سوی جديد باشند. بلکه هنوز در اين فکر هستند که ‏آخرين سنگری ‏را که در اختيارشان می تواند قرار ‏بگيرد برای مطرح کردن خواسته های مردم، اين ‏سنگر را از دست ندهند و اين کوششی که انجام ‏می شود در همين راستا است و من فکر می کنم ‏الان جامعه ما دچار بحرانی بسيار عميقتر از آن شده ‏است که رفتن يا نرفتن نمايندگان به اين ‏مجلس، ‏پاسخگوی اين معضلات بشود. بجران موجود، ‏بحرانی است که همه جوامع در شرايط گذار از يک ‏حالت پيشين به حالت بعدی ‏دچار آن می شوند. ‏يکی از اين علائم بحران به هر صورت حرکت اين ‏نمايندگان است . اين ديگر بالاترين علامت استيصال ‏يک فرد يا ‏يک قوه قانونگذار است که در خانه ای که ‏بايد در آن قانونگذاری بکند، در همان جا متحصن می ‏شود برای گرفتن حداقل حقوقی که بايد ‏خودش و ‏شهروندها داشته باشند و نديدن اين روند به ‏اصطلاح بحران اجتماعی که گريبانگير جمهوری ‏اسلامی شده است از طرف ‏نيروهای اقتدارگرا، فکر ‏می کنم مسئله ای باشد که به احتمال قوی ‏ضربه های بسيار کاری به اين نيروها خواهد زد، بدون ‏اين که الان ‏خودشان متوجه آينده شان باشند.‏

ف.ز.: آقای همايون، آقای براتی در پاسخ به اين ‏پرسش که حرکت تحصن نماينده ها مورد استقبال ‏قرار نگرفته است، مطرح کردند که اين ‏طور نيست و ‏استقبال هم از آن شده است. آيا اين حد از استقبال ‏و پشتيبانی می تواند به نماينده ها آن مصونيت لازم ‏را بدهد که در مقابل ‏فشارهای حريف پايداری کنند؟

داريوش همايون: نه، به هيچ وجه. اين مقدار ‏پشتيبانی قابل ملاحظه نيست با توجه به ‏گوناگونی ‏جامعه ايرانی و نيروهای سياسی بسيار قابل ‏ملاحظه ای که در اين جامعه هستند. مجلس کار ‏خودش را در اين چهار سال خراب ‏کرده است. اين ها ‏هنگامی به تحصن دست زده اند که منافع خودشان ‏در خطر افتاده است. اگر روز اول که خامنه ای ان ها را ‏ممنوع کرد ‏از ورود به بحث مثلا لايحه مطبوعات يا ‏انتخابات حقوقدانان شورای نگهبان، اگر در آن موقع ‏اين ها مقاومت می کردند و نصف مقاومتی ‏را که الان ‏می کنند نشان می دادند، اصلا همه وضع عوض ‏شده بود. اين ها در طول چهار سال کاری برای مردم ‏نکردند، حرکتی نشان ‏ندادند، و از دانشجويان که ‏مهمترين نيروی سياسی در ايران هستند کمترين ‏پشتيبانی را نکردند. منظور پشيتبانی موثر است، ‏سخنرانی مهم ‏نيست. اين است که نمی توانند ‏انتظار داشته باشند که مردم به آن ها بپيوندند و آن ‏چه که اين اعتصاب را ضعيف می کند و نخواهد ‏گذاشت ‏که به جای مهمی برسد (حداکثر يک ‏مصالحه ای همان طور که گفتم خواهد شد و يک ‏جوری قائله را تمام می کنند)، همين است که مردم ‏‏از کل فرآيند انتخاباتی سرخورده شده اند. بيهودگی ‏مجلس و بيهودگی رياست جمهوری بعد از سه ‏انتخابات که مردم در آن شرکت موثر و ‏وسيع کرده اند، ‏ثابت شده است نه از طرف مردم، از طرف خود اين ‏نهادها. اين نهادها عملا به مردم گفته اند که ما رای ‏شما را لازم ‏داريم، خود شما به هبچ درد ما ‏نمی خوريد و اين جملات را مردم احساس کرده اند ‏که ما می بينيم با همه سر وصدايی که اين نه-ده ‏‏روزه بر سر اين موضوع بلند شده است، در سطح ‏جامعه نشانی نيست. خوب، بايد بسيار برای اين ‏نمايندگان و برای کل جنبش دوم خرداد ‏عبرت انگيز ‏باشد.‏

ف.ز.: آقای شمس الواعظين، با توجه به مطلبی ‏که مطرح شد و با توجه به شناخت شما از درون ‏جامعه، پيش بينی شما از ادامه اين ‏حرکت ‏اعتراضی نمايندگان چيست؟ يعنی نمايندگان تا کی ‏می توانند دوام بياورند و يا اينکه مجبور به يک نوع ‏توافق با حريفان خودشان ‏خواهند شد؟

ماشاء الله شمس الوعظين: در هر حال نکاتی که ‏الان مطرح شد من گمان می کنم تا حدی می تواند ‏که تعيين کننده باشد، از جمله اين که ‏اين تحصن در ‏پايان دوره دارد صورت می گيرد، در هر حال معانی، ‏مفاهيم، و مضامينی برای خودش دارد. اگر اين ‏حرکت، يا شبه اين ‏حرکت، يا ‏Actionهايی از اين ‏قبيل می توانست در دوره ديگری اتفاق بيافتد، ‏شائبه اين که اين مسئله در ارتباط با مسائل ‏شخصی و ‏موقعيت شخصی نمايندگان است از ميان ‏می رفت. اما بيائيم اين جوری هم بگوئيم، بگوئيم که ‏بله، نمايندگان اصلاح طلبی که الان وضعيت ‏اين ‏جوری پيدا کرده اند و اين ها، مسئله خودشان هم ‏مطرح است. اين جزو حقوق انسانی است و هيچ ‏اشکالی هم ندارد. به ويژه اين که ‏اگر که پاره ای از ‏اين شخصيت ها که سابقه دفاع و پشتيبانی از ‏حقوق ملت را داشتند در مجلس ششم را مورد ‏توجه قرار دهيم، موضوع ‏قابل توجه تر می شود از ‏ديد افکار عمومی و از ديد کسانی که به اين ها رای ‏داده اند. در هر حال، موقعيت اين ها شجاعانه بوده ‏است، ‏اين ها افشاگری های زيادی کرده اند، اين ها ‏جلو سلب حقوق مردم را گرفتند در دوره مجلس ‏ششم. اين که گفته بشود که مجلس ششم هيچ ‏‏کاری نکرده است، من فکر نمی کنم که منطبق با ‏واقعيت است. اگر از نزديک مسائل ايران را ملاحظه ‏کنيم به طور عينی، مجلس ششم ‏من معتقدم که ‏همان طور که يک بار هم گفتم در تاريخ معاصر ايران ‏از مشروطه به بعد، يکی مجلس ششم است که تا ‏اين حد درخشيد ‏نامش. چرا؟ برای اين که در دفاع از ‏موقعيت مردم و حقوق مردم لوايح بسيار زيادی ‏تصويب کردند اين ها، بسيار قابل توجه است اين ها ‏و ‏بسياری همين قابل توجه بودن اين لوايح و اين ‏مصوبات بوده است که محافظه کاران را وادار کرده ‏است که هزينه های اين چنينی را ‏برای منافع ملی ‏را به جان بخرند، اما آماده ورود مجدد اين ها به ‏مجلس نباشند. من گمان می کنم که فرجام اين کار ‏يک توافقی خواهد بود ‏که يک پله به سوی ‏دموکراسی و نهادهای مدنی خواهد بود.‏

ف.ز.: آقای براتی، پيش بينی شما چيست؟ يعنی ‏نمايندگان بالاخره در کجا مجبور خواهند شد که ‏اعتراض خودشان را قطع کنند يا اين که ‏دامه بدهند؟

دکتر مهران براتی: من فکر می کنم با اين حرکتی ‏که نمايندگان مجلس کرده اند و نتيجه کمی که به ‏دست خواهد آمد و من هم تاييد می کنم ‏که نتيجه ‏به هر صورت اين زحمات و اين ‏Actionها، نوعی کنار ‏آمدن و سازش خواهد بود. ولی طرح سئوال در ‏جامعه به کلی ديگر ‏عوض خواهد شد. ديگر مسئله ‏مطرح در جامعه اين نيست که چگونه ما به ‏نمايندگان موجود در مجلس شورای اسلامی و يا ‏نيروهايی که ‏الان در حزب مشارکت شرکت دارند، از ‏طريق ورود آن ها به مجلس مسائل را پيش ببريم. ‏بلکه مسئله ای که در جامعه مطرح می شود ‏آزادی ‏احزاب خواهد بود، انتخابات آزاد، تشکيل مجلس ‏موسسان، و تغيير قانون اساسی از طريق مجلس ‏موسسان برای از ميان برداشتن ‏تمام نهادهايی که ‏اين وضع موجود را به وجود آورده اند و اين طرح ‏سئوال جديد در جامعه فکر می کنم در رابطه با ‏بحرانی که پيش آمده ‏است، ديگر اجتناب ناپذير ‏است و اين بحث هم اکنون در مطبوعات ايران هم در ‏سطح گسترده ای مطرح است. نه فقط در سطح ‏‏مطبوعات، در ميان حزب مشارکت، در ميان اصلاح ‏طلبان و بيرون از اصلاح طلبان.‏

ف.ز.: آقای همايون، پيش بينی شما چيست؟‏

داريوش همايون: خود حرکت ديگر به نظر من آن ‏قدر اهميت ندارد. من هم موافقم که وضع در ايران از ‏اين مسائل گذشته است، بحث ‏تغيير کرده است، و ‏مبارزه در ميدان های ديگری جريان دارد. الان موضوع ‏بودن يا نبودن اين رژيم است، نه اين که کدام گوشه ‏اين رژيم ‏بهتر است و تقويت بشود و کدام گوشه ‏رژيم بدتر است و اخياراتش کم بشود. ديگر از اين ‏مسائل گذشته است. يک زورآزمايی است حالا ‏در ‏سطح جامعه با يک گروه حاکمی که بخشی از آن در ‏مجلس متمرکز شده است، در رياست جمهوری ‏متمرکز شده است، و مقدار زيادی ‏اعتبار خود را از ‏دست داده است و بخش ديگری از آن همه قدرت ها ‏را دارد و تا آخرين لحظه و با آخرين نيرو مقاومت ‏خواهد کرد. اين ‏يک زورآزمايی است که ديگر از حدود ‏انتخابات و مجلس تجاوز خواهد کردو تجاوز کرده ‏است.‏....‏
 

‏‏‏١۸ ژانويه ۲۰۰۴‏‏ ‏

Link to origial article