خواندن متن دوباره ماشين شده «ديروز و فردا» برای گذاشتن
در تارنما فرصتی برای مروری دوباره بر کتابی که ديگر لايش را باز نکرده بودم
فراهم آورد. اکنون پس از بيست و سه سال که از نوشتن گفتارهای کتاب می گذرد
تجديد نظری را در دو موضوع مهم لازم می بينم.
نخست، قانون اساسی مشروطيت که در آن زمان به عنوان پايه ای برای رسيدن به
همرائی ملی پيشنهاد کرده بودم نه به آن منظور کمترين خدمتی کرده است و می
تواند بکند و نه اصلا قابليت زندگی دارد. چنانکه در همان زمان نيز اشاره کرده
بودم پاره ای اصول در آن قانون اساسی هنوز می توانند به کار ساختن آينده ايران
بيايند و ما بهتر است اصلا از قانون چشم بپوشيم و بر اصولی، که هم می توانند و
هم می بايد به عنوان پايه يک همرائی ملی ما را به نظام سياسی دمکراسی ليبرال
رهنمون شوند، توافق کنيم.
دوم، کنترل دولت بر راديو تلويزيون برای دمکراسی در کشوری مانند ايران خطرناک
است و بايد مانند رسانه های ديگر آزاد باشد. ولی نظارت يک هيئت بيطرف از
نمايندگان رسانه ها و جامعه مدنی و دولت، به سالم نگهداشتن رسانه های همگانی،
که حتا بيش از دستگاه مالياتی فسادپذيرند، کمک خواهد کرد.
از اين گذشته دو اصلاح ديگر درباره شعارهای تظاهرات عيدفطر ١۳۵٧ و شمار مقامات
به زندان افتاده در دولت شريف امامی در متن اصلی راه يافته است.
در اينجا بايد از زحمات خانم فرناز نوريفر همرزم هسته
"ترير" آلمان در ماشين کردن دوباره کتاب برای چاپ الکترونيکی سپاسگزاری کنم.
دسامبر ٢۰۰۳